skip to Main Content
صفر تا صد راه اندازی استارت آپ موفق

صفر تا صد راه اندازی استارت آپ موفق

 

استارتاپ ها به منظور رفع نیازها یا برطرف کردن مشکلات راه اندازی میشوند. در این مقاله شما رو با مراحل راه اندازی یک استارتاپ موفق آشنا میکنم. با ما همراه باشید.

مراحل راه اندازی یک استارتاپ موفق کدام است؟

اعتبارسنجی کنید:

وقتی که راه حلی برای برطرف کردن یک مشکل یا یک نیاز ایجاد کردید و شروع به راه اندازی استارتاپ کردید، باید ارزیابی کنید که این راه حل شما چقدر ارزش دارد و مردم حاضرند چقدر بابت راه حل شما هزینه کنند.

وقتی که مطمئن شدید، مردم حاضرند بابت راه حل شما که منجر به ایجاد محصول یا خدمات شما میشود، هزینه پرداخت کنند، در واقع یک ایده ی استارت‌ آپی دارید.

قبل از اینکه پول و زمان ‌تون رو صرف راه اندازی یک استارتاپ یا یک کسب و‌ کار کنید، باید مطمئن بشید، که این کسب ‌و ‌کار برای شما درآمدی خواهد داشت. یعنی شما قبل از اینکه یک پروژه ی استارتاپی رو شروع کنید و کلی هم پول و زمان صرف کنید، اول باید مطمئن بشید، که این ایده ی شما پسندیده خواهد شد، یا به اصطلاح اعتبار خواهد داشت. برای ایجاد اعتبارسنجی راه های زیر رو به شما پیشنهاد میکنم:

  • طراحی صفحه فرود: برای ایجاد اعتبارسنجی راه های مختلفی وجود داره. یکی از این راه ها طراحی صفحه فرود است. توصیه میکنم با استفاده از کلمات کلیدی، یک صفحه فرود ساده و جذاب، برای ایده یا محصول‌ یا خدمتتون طراحی کنید و در رسانه ‌هایی که در اختیار دارید، اون رو تبلیغ کنید. مزیت طراحی لندینگ پیج برای شما اینه که شما میتونید، نرخ کلیک این صفحه رو داشته باشید. شما با اندازه گیری نرخ کلیک میتونید متوجه بشید که صفحه و محتوای صفحه ی شما برای بقیه جذاب بوده یا نه و اون رو دنبال کردند یا نه. در واقع با این کار اعتبار ایدتون رو سنجیدید. شما حتی میتونید با استفاده از تبلیغات اینستاگرام، فیس‌بوک و ادوردز، ترافیک صفحه فرودتون رو افزایش بدید.
  • نظرسنجی کنید: نظرسنجی ‌ها یکی از سریع ترین راه ها برای دریافت اطلاعات مخاطبانتونه. اما اگر این نظرسنجی درست انجام نشه، ممکنه مخاطبانتون اطلاعات نادرستی هم به شما بدن. شما باید سوالاتتون رو در نظرسنجی با دقت زیادی انتخاب کنید، تا دقیقا به هدفی که میخواید برسید. همچنین این رو هم مد نظر داشته باشید، که حالات روحی و عاطفی افراد در بعضی روزها، روی نظراتشوان میتونه، تاثیر داشته باشه. این نظرسنجی ‌ها رو میتونید به روش‌ های مختلفی انجام بدید: مثلا میتونید در کانال ‌های تلگرامی از بات نظرسنجی استفاده کنید یا میتونید یک نظرسنجی آنلاین راه اندازی کنید. و البته سنتی ‌ترین روش نظرسنجی هم میتونید اجرا کنید، که روی کاغذ به صورت نوشته است. یکی دیگه از بهترین و موثرترین روش ‌های نظرسنجی، نظرسنجی پیامکی است، که میتونید از این روش هم استفاده کنید.
  • از مشاور فروش راهنمایی بخواید: اگر خودتون جای مشتری بودید، از این محصول یا خدمتی که طراحی کردید، استفاده میکردید؟ اگر جوابتون “نه” است، پس چه انتظاری از مشتری دارید؟ در این زمینه، داشتن یک مشاور فروش میتونه کمک بزرگی به کسب ‌و‌ کار و استارت ‌آپ شما کنه.
  • با مخاطبانتون تعامل مستقیم داشته باشید: روراست و مستقیم با مشتریانتون حرف بزنید، ایده ‌هاتون رو مطرح کنید، بازخورد بگیرید تا به فروش برسید. نظرسنجی ‌ها و بقیه ی روش ‌های گفته شده، برای جمع ‌آوری اطلاعات گزینه های خوبی هستند، اما اگر با مشتریانتون مکالمه داشته باشید، میتونید از نیازها و مشکلاتی دارند، با خبر بشید.
  • بازار رو اندازه گیری کنید: اگر مشتریانی دارید که حاضرند بابت محصول یا خدمات شما پولی پرداخت کنند. یعنی شما یک کسب‌ و ‌کار دارید. حالا با یک سوال مهم روبرو هستید، و اینه که چند نفر حاضرند برای محصول یا خدمات شما پول پرداخت کنند؟ اندازه ی بازار یکی از مهم ‌ترین جنبه ‌های بررسی و پرورش استارت ‌آپ است. اندازه ی بازار، اولین معیار سرمایه‌گذاران است و اگر به دنبال جذب سرمایه‌ داران و کارآفرین ‎های بزرگ هستید، باید اندازه ی بازارتون به همون اندازه بزرگ باشه.

استارت آپ

کشش استارت آپ خود را نشان دهید:

فرض کنید، شما یک ایده ی استارتاپی دارید، که میخواید راه اندازیش کنید. برای این کار باید چند سرمایه‌ گذار رو متقاعد کنید، که روی استارت آپ شما وقت و هزینه بذارن. این سرمایه‌ گذاران باید مطمئن بشند که استارت آپ شما ارزش سرمایه ‌گذاری داره و بعد از مدتی سودآور خواهد بود.

اینجاست که بحث کشش مطرح میشه. اگر استارت آپ شما نسبت به اندازه ی بازار خودش، سود دهی معقولی داشته باشه، میتونید بگید که این استارت آپ کشش داره. کشش به دنیا و به سرمایه ‌گذاران نشون میده که استارتاپ شما قابل اعتماد است. اگر استارتاپ شما ارزش تولید بکنه، مردم ازش استفاده میکنند و اگر ارزش تولید نکنه، هیچ کس ازش استفاده نمیکنه. شما میتونید با استفاده از راه های زیر کشش استارتاپ خودتون رو نمایش بدید:

  • ساختار رسمی ایجاد کنید: کسب و کاری که وجودیت قانونی، شماره ثبت، حساب بانکی تجاری، یا تیم کارشناس نداشته باشه، به هیچ وجه نمیتونه، نظر سرمایه‌ گذاران و حتی مشتریان رو جلب کنه. اگر شما این موارد رو در استارتاپتون داشته باشید، قطعا شانس بیشتری برای موفقیت خواهید داشت. قدم ‌های کوچیکی مثل درست کردن یک وبسایت و تشکیل یک تیم متخصص، وجهه‌ ای قانونی و رسمی به استارت آپ شما میده و اون رو از حد ایده بودن فراتر میبره.
  • مشتری هاتون رو بشناسید: اگر استارت آپ شما از همون اول مشتریانی داره، که برای خدمات یا محصولات شما پول میدن، میتونید از سود به دست اومده از اونها، به عنوان بهترین روش برای نشون دادن کشش استارت آپ استفاده کنید. یعنی اگر استارت آپ شما بدون کمک سرمایه ‌گذاران دیگه، مشتری جذب کرده باشه و سود داشته باشه، استارتاپ شما خیلی موفقه. اما متاسفانه این کار برای خیلی از کارآفرین ها مقدور نیست و اونها بدون داشتن سرمایه ی اولیه، نمیتونن محصول یا خدمتشون رو تولید و به دست مشتری برسونند. پس اگر اینطور باشه، شما در حقیقت فروشی نداشتین، که بتونید سودش رو به عنوان کشش به سرمایه ‌گذاران ارائه بدید. درسته که شما مشتری ‌ای ندارید، که از همون اول از شما خرید کنه، اما عوضش مشتریانی دارید که به کسب و کار شما علاقه نشون دادن. این نوع مشتریان با اینکه هنوز هیچ خریدی از شما نکردند، اما بهترین گزینه برای هدف قرار دادن هستند. شما به عنوان یک بازاریاب و کارآفرین، باید ارزش و هدف استارت آپ خودتون رو بازاریابی کنید، تا این افراد رو به مشتری تبدیل کنید.
  • خودتون رو خوب معرفی کنید: ایده ی شما و اینکه اصلا این ایده چقدر دست یافتنیه، برای سرمایه ‌گذاران و کارآفرین ها دیگه خیلی مهمه. نکته ی دیگه ای که این افراد خیلی بهش توجه میکنند، خود شمایید! سرمایه‌ گذاران همیشه روی این قضیه خیلی دقت میکنند، که طرف مقابلشون چقدر آدم مطمئن و سخت کوشی است. پس سعی کنید ارائه ی خوبی به سرمایه گذار داشته باشید. شما باید در ارائه‌ تون نشون بدید، که چقدر درگیر ایده ی خودتون شدید. یعنی حتما باید نشون بدید که هدفتون رو جدی دنبال میکنید. بعد برای اینکه در نظر سرمایه ‌گذاران حرفه‌ای جلوه بدید، نیاز به یک تیم دارید. تیمی که تخصص لازم رو در زمینه ی استارت آپ شما داشته باشه. البته نحوه ی مدیریت این تیم توسط شما هم باز میتونه، معیار خوبی برای پذیرفته یا رد شدن توسط سرمایه ‌گذاران باشه.

چگونه کشش استارت آپ خود را ایجاد کنید؟

استراتژی ‌های مختلفی برای این کار استفاده شدند، که شامل بازاریابی موتورهای جستجو، بهینه سازی موتور جستجو (سئو)، وبلاگ نویسی و ویدئوها میشود.

برای استارتاپ خود مدرک اجتماعی به دست آورید:

مدرک اجتماعی تحسین و اعتباری است، که کسب و کار شما از بقیه افراد کسب میکند. ارزش و اعتبار مدرک اجتماعی کسب و کار شما، ارتباط مستقیمی با ارزش و اعتبار افرادی داره، که کسب و کار شما رو تحسین میکنند. یعنی هر چی اعتبار این افراد یا سازمان ها بیشتر باشه، اعتبار مدرک اجتماعی شما هم بیشتر خواهد شد.

مدرک اجتماعی معمولا از چهار منبع مشاورین، مشتری ‌ها، رسانه ‌ها و سرمایه‌ گذاران به دست میاد.

اگر کسب و کار شما دارای مشاورین متخصص باشه، احتمال اینکه سرمایه‌ گذاران به استارت آپ شما اهمیت بیشتری بدن، بیشتره. چون که مشاورین تجربه ‌ها و روابطی که از گذشته دارند، رو با خودشون وارد کسب و کار میکنند و این باعث میشه تا سرمایه گذاران اعتماد بیشتری به استارت آپ شما کنند.

مشتریان هم میتونند، به افزایش اعتبار کسب و کار شما کمک کنند. مثلا شما میتونید، از اسم مشتری‌ های بنامتون در مقالات، صفحات وبسایت و یا کتاب ‌های الکترونیکیتون استفاده کنید، تا باعث جذب مشتریان دیگه بشید. اگر مخاطبان شما ببینند، که برندهای بزرگی با کسب و کار شما کار میکنند، پیش خودشون میگن، که خب حتما این استارت آپ موفق و قابل اعتماده، که این برندهای بزرگ باهاش کار میکنند.

یکی از بهترین و موثرترین راه‌ ها برای به دست آوردن کشش اجتماعی، شناخته شدن در رسانه است. زمانی که شما در یک خبر رسانه ‌ای ظاهر میشید، این نشون میده، که استارت آپ شما ارزش و ظرفیت خبرساز بودن رو داره، حتی اگر این خبر خیلی هم بزرگ و شگفت انگیز نباشه. مثل مشتری ‌های بزرگ، ظاهر شدن در رسانه ‌های بزرگ و معتبر هم میتونه تاثیرگذار باشه.

آخر سر، سرمایه ‌گذاران با سرمایه گذاری روی استارتاپ شما، بزرگترین تحسین رو به شما میدن. اگر کسی سرمایش رو با چشم داشت مالی به کسب و کار شما بسپاره، این یک نشونه ی خیلی خوبی برای سرمایه ‌گذاران است، حتی اگر مبلغش هم کم باشه.

استارت آپ

ایده ی خود را بفروشید:

معمولا چون بنیان گذاران اول راه هستند، سرمایه و دستاورد ملموس چندانی ندارند، که با استفاده از اون ها به فروش برسند. بنابراین اگر میخواید که ایده ی استارت آپی شما بدون نیاز به سرمایه ی زیاد به فروش برسه، باید بتونید نشون بدید که شما تصویر بزرگی از آینده دارید. یعنی ایده ی شما باید به قدری جذاب و بزرگ باشه، که بتونه نظر سرمایه داران و مشتریان رو به خودش جلب کنه. سرمایه گذاران دوست دارند فکر کنند که دارند روی بزرگ ترین رویداد آینده سرمایه گذاری میکنند.

حالا برای اینکه بتونید افراد رو متقاعد کنید، که استارت آپ شما رویداد بزرگی رو در آینده رقم خواهد زد، باید روی چشم انداز کسب و کارتون تمرکز کنید، نه روی اینکه کسب و کار شما امروز چی است. یعنی روی آینده و تصویرتون از آینده مانور بدید.

همچنین حتما یادتون باشه، که وقتی درباره ی استارتاپتون برای یک سرمایه گذار حرف میزنید، منافع اون رو هم در نظر بگیرید. چون که برای این سرمایه گذار مهم نیست، که شما از این استارت آپ چه سودی میبرید، بلکه چیزی که براش مهمه اینه که، اون از این قضیه چه سودی میبره. همچنین برای استخدام کارمندهاتون درباره ی مزایای کار کردن برای شما صحبت کنید، نه منافع شخصی استارت آپ برای شما.

ایده ی استارتاپ خود را ارائه دهید:

حتما در همه ی مراحل استارت آپ یادتون باشه، که هیچ کس به اندازه ی شما، ایده ی شما رو نمیشناسه. گاهی اوقات کارآفرینان استارت آپی این قضیه رو فراموش میکنند و در ارائه ی ایدشون با مشکل روبرو میشن. چون که کارآفرینان تقریبا هر روز به مدت طولانی به ایدشون فکر میکنند و درک این مساله براشون راحت و طبیعی است. ولی یادتون باشه که سایرین ایده‌ ی شما رو به اندازه ی شما نمیشناسند. پس شما باید محصول و دلایلتون رو خیلی ساده و راحت ارائه بدید.

در اولین قدم برای ارائه ی ایدتون باید برای راه حلتون زمینه سازی کنید. مشکلی که مشتریتون رو داره رو مطرح کنید. استفاده از داستان در ارائه، یکی از راه‌ های موثر جلب توجه شنونده است و همچنین میتونه ارتباط و همزاد پنداری در مشتری رو بیشتر کنه.

بعد از بیان کردن مشکل، شروع به توضیح راه حلتون کنید. هر چقدر هم که راه حل شما پیچیده و دشوار باشه، سعی کنید به ساده ‌ترین شکل ممکن اون رو ارائه بدید، که طرف مقابل منظور شما رو درک کنه. هر چقدر توضیح شما جذاب ‌تر، با معنی ‌تر و ساده ‌تر باشه، درکش برای مخاطب شما راحت ‌تره. در ضمن توضیحاتتون رو مختصر و مرتبط کنید، چون که توضیح دادن تمام ویژگی ‌ها و جزئیات ایدتون باعث میشه، که حوصله ی مخاطبتون سر بره و به شما توجه نکنه.

بیزینس پلن (طرح کسب و کار) خود را طراحی کنید:

یک تعریف مختصر از بیزینس پلن اینه که، بیزینس پلن جوابی برای سوالات بخش های مختلف استارت آپ شماست.

یک کتابچه به عنوان بیزینس پلن، به صورت آماده و ملموس همراهتون داشته باشید، چون که سرمایه ‌گذاران معمولا این پلن رو از شما میخوان تا مطمئن بشن که شما در کارتون مصمم و جدی هستید. وگرنه اونها هر توضیحی که بخوان یا هر سوالی که داشته باشند، مستقیما از خود شما خواهند پرسید.

داشتن بیزینس پلن برای استارت آپ یک سرمایه با ارزشه و اگر اون رو نوشتید حتما به سرمایه گذارتون نشون بدید، اما مشکلی که وجود داره، اینه که نوشتن یک بیزینس پلن جامع و دقیق یک فرآیند بسیار زمانبره و نیاز به برنامه ریزی خیلی دقیقی داره. مراحل ایجاد یک بیزینس پلن رو به شما توضیح خواهم داد:

  •  تهیه ارائه آسانسوری: فرض کنید که شما با یک نفر سوار آسانسور شدید و چند طبقه میخواین با او باشید. حالا تصور کنید، که شما باید در همین فاصله ی بین چند طبقه، ایده ی استارتاپتون رو به این شخص توضیح بدید. پس شما برای ارائه ی ایدتون زمان زیادی ندارید. بخش اول بیزینس پلن شما هم دقیقا به همین صورته. یعنی شما فقط به اندازه ی چند جمله یا نهایتا یک پاراگراف فضا دارید، که ایده ی استارتاپتون رو به جذاب ترین شکل ممکن بیان کنید، تا بتونید نظر سرمایه ‌گذار رو جلب کنید. ارائه ی آسانسوری شما باید سه عنصر اصلی استارت آپتون رو در خودش داشته باشه: با چه مشکلی درگیر هستید؟ چه راه حلی برای این مشکل دارید؟ این کار رو برای چه قشری از جامعه انجام میدین؟ در نوشتن ارائه ی آسانسوری خیلی دقت کنید. چون که اون رو در ایمیل، ارائه و حتی زمانی که استارتاپتون راه ‌اندازی شده، استفاده خواهید کرد. همچنین برای ارائه و بیانش هم خیلی تمرین کنید تا مسلط بشید و بتونید تحت هر شرایطی به صورت تاثیرگذار و خلاصه ارائه بدید.
  • خلاصه اجرایی: اگر تا به حال به صورت جدی به فکر راه اندازی یک استارت آپ بوده باشید، میدونید که استارت آپ همیشه در حال رشده. یعنی هر بار که بهش فکر میکنید، میبینید که ایده ی کلی شما داره، به بخش ‌های کوچیک ‌تر و جزئی تری تجزیه میشه. مسئله‌ ای که در بخش خلاصه اجرایی بهش میپردازید، همون بخش ‌های کوچیک ‌تر استارت آپ شماست، که هر کدوم رو در حد یک یا دو پاراگراف توضیح میدید. اولین و راحت ترین راه نوشتن خلاصه اجرایی اینه که، شما بیزینس پلن کامل شده ی خودتون رو بررسی کنید و هر کدوم از بخش‌ های استارت آپتون رو به صورت خلاصه در چند پاراگراف بیان کنید. یعنی از کل به جزء میاید. البته این در صورتیه که شما بیزینس پلنتون رو از قبل آماده داشته باشید. اما متاسفانه مشکل اینجاست، که اکثر بنیان‌ گذاران استارت آپی هیچ بیزنس پلن از پیش آماده شده ‌ای ندارند. راه دوم نوشتن بخش خلاصه اجرایی در بیزنس پلن اینه که، شما از صفر برای بخش ‌های مختلف استارت آپتون برنامه ریزی کنید و ببینید که استارت آپ شما چه بخش هایی رو میتونه داشته باشه. سپس هر کدوم از این بخش ‌ها رو با جزئیات کافی در چند پاراگراف خلاصه کنید. مثلا تیم مدیریت، مشاور بازاریابی، تیم مالی، تیم تولید محتوا و … .
  • ارائه استارت آپی: تصوری که از یک بیزینس پلن کامل و جامع دارید، در این بخش شکل میگیره. یعنی پلنی که در اون جزئیات و کلیات ایدتون رو آوردید و آماده ی ارائه است. معمولا در این بخش، از پاورپوینت برای ارائه ی کار استفاده میشه. بر خلاف خلاصه ی اجرایی که بیشتر متنه، ارائه ی استارت آپی بیشتر نشانگر بصری ایده ی شماست. در این بخش بهتره از ابزارهای بصری مثل نمودار و تصویر و جدول بیشتر کمک بگیرید. این ابزارها چون بصری هستند، جذابیت بیشتری نسبت به متن دارند و باعث میشن که حوصله ی مخاطب شما سر نرود. چون که در این ابزار با اعداد و درصد سر و کار دارید، خیلی دقیق‌ تر و حساب‌ شده تر میتونید، ایدتون رو ارائه بدید و این نشون میده، که شما برای تحقق ایدتون تحقیق کردید و جدی هستید. و همچنین این ابزارها این امکان رو به شما میدن، که مطلبی که چند صفحه جا میگیره، رو در یک نمودار یا یک جدول خلاصه کنید و زمان بیشتری داشته باشید. گاهی اوقات ممکنه، حتی قبل از اینکه شما سر جلسه‌ ای برید و ایدتون رو ارائه بدید، فایل ارائتون رو از شما بخوان، تا سرمایه ‌گذار از قبل بدونه، که چی در انتظارشه. بنابراین حتما ارائه ی استارت آپ و بیزینس پلنتون رو قبل از درخواست دیدار با یک سرمایه ‌گذار آماده کنید و داشته باشید.
  • اسناد مالی: هدف سرمایه‌ گذاری روی ایده ی شما اینه که سرمایه‌ گذار هم بتونه چیزی در قبالش به دست بیاره. سرمایه ‌گذاران دوست دارند بدونند که این چیزی که در قبال سرمایه ‌گذاری روی ایده ی شما به دست میارند چیست و اصلا چه زمانی به دستشون میرسه. پس باید اسناد مالی هم برای استارت آپتون تهیه کنید. حالا اینکه این اسناد چقدر پیچیده و سخت هستند، هم به ایده ی شما و هم به سرمایه‌ گذار شما بستگی داره. در این اسناد شما باید مورد اصلی مالی رو به سرمایه ‌گذارتون نشون بدید. اگر استارت آپ شما به درآمد برسه، این درآمد از چه منبعی خواهد بود و بازه ی زمانیش چقدر است؟ یعنی درآمدش ماهیانه خواهد بود یا روزانه؟ یا به صورت پورسانتی؟ اجرایی کردن استارت آپ شما چه هزینه‌ هایی خواهد داشت و آیا این هزینه‌ ها تاثیری در رشد شما خواهند داشت؟ مثلا چند نمونه از هزینه‌ هایی که ممکنه، براتون پیش بیاد، عبارت است از حقوق کارمندان، هزینه تولید محصول (اگر محصولی برای تولید داشته باشید) بازاریابی و … . جریان مالی استارت آپ شما چگونه خواهد بود؟ این مورد کمی به ذات استارت آپ شما بستگی داره و مثلا بعضی استارت آپ ها کارشون بیشتر فصلیه و در یک بازه مشخصی از سال درآمدشون به اوج میرسه. شما هم باید به این موضوع فکر کنید و بدونید که آیا ممکن است، استارت آپ شما در بازه مشخصی از سال یا ماه درآمدش رشد یا افت به خصوصی داشته باشه؟ البته مشخص کردن دقیق این موارد به صورت عددی اون هم در ابتدای کار خیلی سخته و نیاز به برنامه‌ ریزی دقیقی داره. ولی به هر حال اگر بازار کارتون رو به اندازه ی کافی بررسی کرده باشید، میتونید حدس منطقی در موردش داشته باشید.
  • وبسایت: داشتن یک وبسایت، یکی از بهترین راه‌ ها برای آشنا کردن بیشتر مردم با ایدتون در هر زمان و در هر مکانی است. در وبسایت دست شما خیلی باز است و میتونید از ابزارهای مختلفی استفاده کنید و همونطور که در بخش های قبلی هم گفتم، یکی از بهترین راه‌ ها برای ایجاد کشش و اعتبارسنجی است. شما حتی میتونید از بخش‌ های مختلف استارت آپتون مثل ارائه ی آسانسوری هم در وبسایت استفاده کنید و به اشتراک بذارید. شاید شخص یا مجموعه ی خاصی به ایده ی شما علاقه نشون بده و قصد همکاری با شما رو داشته باشه.

بازار هدف خود را مشخص کنید:

معمولا اکثر کارآفرینان تصور میکنند، که محصولشون به درد صد در صد افراد میخوره و برای همه مفیده. اما در حقیقت، تقریبا همه ی ایده ‌ها یک جمعیت خریدار مشخصی دارند، که سود اصلی بازار رو تعیین میکنند. پس خیلی مهمه که شما این جمعیت خریدار رو شناسایی کنید و دربارش اطلاعات به دست بیارید تا بتونید محصول یا خدمتتون رو به طرز موثری بازاریابی کنید.

اگر بخواین که استارت آپ تون رو برای همه بازاریابی کنید، هم سرمایه و هم زمان خیلی زیادی رو از دست میدید. شما باید یک بازار مشخصی برای کسب و کارتون شناسایی کنید و روی اون سرمایه گذاری کنید.

شناختن بازار این امکان رو به شما میده که بدونید کارتون رو از کجا شروع کنید.

اندازه و ثروت بازار خود را بسنجید:

تعداد افرادی که احتمال مشتری شدن رو دارند، یا همون اندازه ی بازار مشخص میکنه، که آیا ایده ی شما ارزش دنبال کردن داره یا نه! چون اگر اندازه ی بازار شما خیلی کوچیک باشه، ممکنه با شکست مواجه بشید.

سرمایه گذران معمولا روی استارت آپ ‌هایی سرمایه گذاری میکنند، که اندازه ی بازار منطقی ‌ای داشته باشند. یعنی اندازه ی بازار شما باید با اهمیت و ارزش استارت آپ شما همخونی داشته باشه.

همچنین خیلی مهمه که سرمایه گذار شما از آمار و ارقام دقیق بازار شما اطلاع داشته باشه و بدونه که حدودا چند نفر در این بازار حضور دارند و آیا این تعداد میتونه سودآور باشه.

سرمایه گذاران معمولا زمانی که گزینه‌ ها و پیشنهادهای مختلف سرمایه گذاری رو مقایسه میکنند، یکی از معیارهاشون اندازه ی بازاره و این رقم تاثیر زیادی روی تصمیم سرمایه گذاران داره.

استارت آپ هایی که بازارهای کوچیکی رو هدف قرار دادند، در متقاعد کردن سرمایه گذاران برای سرمایه گذاری معمولا به مشکل میخورند، چون سرمایه گذاران فکر نمیکنند، که بازارهای کوچیک بتونند سود خوبی داشته باشند.

علاوه بر اندازه ی بازار، خیلی مهمه بدونید که چه نوع پولی در این بازار رایجه و به اصطلاح جریان مالی این بازار چطوریه. اینکه آیا این افراد تمایلی برای خرج کردن پول دارند؟ چقدر؟ آیا این مبلغ ارزش این رو داره که ایده ی شما عملی بشه و روی اون سرمایه گذاری بشه؟

استارت آپ

با ارائه ی ارزش پیشنهادی وارد صحنه ی رقابت شوید:

بعضی بازارها انقدر بزرگ هستند، که کلی رقیب واردش شده و رقابت بالایی وجود داره. شما باید بررسی کنید، در چنین بازارهایی آیا استارت آپ شما میتونه در بین رقبا خودی نشون بده؟

شما برای ورود به بازارهای بزرگ و پررقابت، باید ارزش پیشنهادی داشته باشید. ارزش پیشنهادی یعنی اینکه شما یک ایده دارید و میخواید خدمت یا محصولی رو ارائه بدید. اول اینکه شما و سرمایه گذار شما باید نسبت به زمان و هزینه ‌ای که روی این ایده صرف کردید، سودی هم کسب کنید. دوم اینکه مشتریان شما هم باید از پول خرج کردن روی ایده ی شما سودی ببرند یا مشکلشون حل بشه. اگر به این دو هدف برسید، میتونید ادعا کنید، که ایده ی شما ارزش پیشنهادی بالایی داره، بعنی ارزش زیادی به هر دو طرف پیشنهاد میده.

ویژگی های یک استارتاپ موفق:

  • ردیابی: ابزارهای ردیابی یا آنالتیک برای بررسی آمار و ارقام ساخته شدند. شما با استفاده از ابزارهای ردیابی میتونید، مشتریانتون رو ردیابی کنید، تا متوجه بشید، باید روی چه گروه یا گروه‌ هایی بیشتر تمرکز و سرمایه گذاری بکنید. یکی از این ابزارهای آنالتیک و تحلیلی که خیلی راحت میتونید باهاش کار کنید، گوگل آنالیتیک است.
  • تکرار کارهای موفقیت ‌آمیز: هنگام ارائه ی محصولات و خدماتتون به مشتریان، باید بررسی کنید که چه چیزی روی مشتریانتون بیشتر از همه جواب میده، و تا جایی که نتیجه ی مثبتی میگیرید، همون رو تکرار بکنید.
  • اندازه گیری: شما باید استارت آپ‌ تون رو طوری مدیریت کنید، که حساب همه ی هزینه‌ های اون رو داشته باشید. اگر شما تمام حساب و کتاب استارت آپ تون رو به صورت دقیق داشته باشید و بتونید به یک سرمایه گذار ارائه بدید، احتمال اینکه بتونید سرمایه ی خوبی جذب کنید، به شدت افزایش پیدا میکنه.

از شبکه های اجتماعی استفاده کنید:

در حال حاضر تعداد کسب و کارها و استارت آپ‌ هایی که میخوان، از طریق شبکه ‌های اجتماعی به مشتریان دسترسی پیدا کنند، روز به روز داره، بیشتر میشه. شما باید چیزی برای ارائه داشته باشید، تا در بین این همه رقیب دیده بشید.

یکی از اشتباهات رایج کارآفرینان اینه که فکر میکنند، باید به همه ی کانال‌ ها و شبکه ‌های اجتماعی مسلط باشند. اما توجه کنید که شبکه ‌های اجتماعی مختلف، افراد مختلفی رو جذب میکنند و مخاطب خاص خودشون رو دارند. حالا شما باید بررسی کنید، که بهترین کانال یا شبکه اجتماعی رو انتخاب کنید. شبکه‎ ای که بیشتر از بقیه ی شبکه ‌ها متناسب کسب و کار شما باشه.

افراد را ترغیب به اقدام کنید:

هدف شما از انجام همه ی این کارها رسیدن به فروشه. ممکنه شما محصولتون رو پیش صدها نفر ارائه داده باشید و سرنخ‌ های زیادی به دست آورده باشید. حالا شما باید این سرنخ ها رو به مشتری تبدیل کنید، تا از شما خرید کنند. برای اینکه این کار رو راحت انجام بدید، لازمه که استارت آپ شما فراخوان عمل (call to action) قوی و تاثیرگذاری داشته باشه.

برای ایجاد فراخوان عمل، مثلا میتونید یک مسابقه راه بندازید و به یک سری جایزه بدید. یا یک کد تخفیف طراحی کنید و بگید که اگر تا مثلا 3 روز از شما خرید کنند، 30 درصد تخفیف دارند. یا اصلا از مشتری های خودتون خیلی مستقیم خواهش کنید که نظرهاشون رو در وبسایت یا در نظرسنجی برای شما بنویسند. همه ی این ها نمونه‌ هایی از فراخوان عمل هستند.

پس در کل فراخوان عمل باعث میشه، که شما از طریق اون کاربر یا مشتریتون رو ترغیب به نشون دادن واکنش میکنید. فراخوان عمل باید یکی از برجسته ‌ترین و مشخص ترین قسمت های وبسایت، بسته یا بنر شما باشه.

روی استارت آپ خود سرمایه گذاری کنید:

موفقیت استارت آپ نیاز به سرمایه گذاری و بودجه داره. و این بودجه معمولا باید از منابع بیرونی تهیه شه. چون خود کارآفرینان در مراحل اولیه ی استارت آپ سرمایه ی زیادی ندارند، که بتونند به استارت آپ شون شتاب بدن. اما عده‌ای هم نیازی به سرمایه ی بیرونی ندارند، یا به دلیل اینکه ایده ی استارت آپ‌ شون نیاز به سرمایه ی زیادی نداره و یا اینکه خودشون انقدر سرمایه دارند، که بتونند کارشون رو راه یندازند.

راه‌های زیادی برای به دست آوردن سرمایه ی اولیه برای استارت آپ وجود داره. که سه راه اصلی برای به دست آوردن سرمایه رو به شما معرفی میکنم:

  • سرمایه شخصی (Bootstrapping): به این روش از سرمایه گذاری که شما به اصطلاح از جیب خودتون خرج میکنید، سرمایه‌ گذاری شخصی یا Bootstrapping گفته میشه. البته الزامی هم نیست، که حتما پول از جیب خودتون باشه. متونید از دوستان و آشنایان و خانواده ی خودتون هم کمک بگیرید. سرمایه ای که شما از طریق سرمایه ی شخصی به دست میارید، ممکنه مبلغ خیلی بالایی نباشه، اما میتونه حداقل هزینه ‌های ضروری و اساسی استارت آپ شما مثل هزینه ی راه‌ اندازی وب سایت یا خرید مواد اولیه رو، البته اگر لازم باش رو تامین کنه و راه رو برای سرمایه ی بیشتر برای شما باز کنه. از طرف دیگه اگر سرمایه ی شما کافی باشه، نه تنها میتونید هزینه ‌های اساسی رو پوشش بدید، بلکه میتونید فشار هزینه ‌های دیگر رو مثل بازاریابی و تبلیغات رو کمتر کنید. بازاریابان و کارآفرینان متخصص به این اعتقاد دارند، که هر چی یک استارت آپ بتونه، هزینه ‌های خودش رو از طریق سرمایه ی شخصی تامین کنه، به همون اندازه قوی ‌تره و شانس بیشتری برای موفقیت داره.
  • وام و سرمایه بیرونی (Debt): سرمایه ی بیرونی، همون قرض (Debt) است که شما میگیرید و بعد از مدتی پسش میدید. معمولا استفاده از سرمایه ی بیرونی به جای سرمایه ی شخصی کمی سریع ‌تر و راحت ‌تره، چون مجموعه ها و سازمان ‌های زیادی مثل صندوق ‌های مالی یا بانک‌ ها وجود دارند، که این کار رو انجام میدن. نکته ی خیلی مهمی که باید بهش دقت کنید، اینه که مبلغی که شما به عنوان بدهی میگیرید، در چه راهی خرج میشه؟ دقت کنید که بدهی و وام زمانی بیشترین بازده رو دارند، که در خدمت کسب درآمد و باز پرداخت وام یا بدهی باشند. وام و بدهی تنها زمانی کارساز هستند، که به نوعی به سود یا بازده ی مالی تبدیل بشن و در پس دادن همون بدهی کمک کنند. در غیر این صورت ممکنه، بیشتر از اینکه به شما کمک کنند، به شما لطمه بزنند. دلیل اینکه بعضی از کارآفرینان ترجیح میدن، از وام یا بدهی استفاده نکنند، اینه که اصلا ایده ی “بدهی داشتن” یا “وام داشتن” براشون زیاد خوشایند نیست. اما بدونید که این گزینه ها اونقدر هم که به نظر میان پیچیده و ترسناک نیستند و بعضی وقت ‌ها بهترین مسیر برای راه اندازی و توسعه ی استارت آپ هستند.
  • شراکت در سهام (Equity): یعنی اینکه شما سرمایه ‌ای رو از یک شخص یا مجموعه دریافت میکنید و در ازای سرمایه‌ ای که دریافت کردید، بخشی از سهام استارت آپ تون رو به اون شخص یا مجموعه واگذار میکنید. متاسفانه تعداد افراد یا سازمان‌ هایی که حاضر باشند، با همچنین شرایطی سرمایه‌ ای در اختیار شما بذارن، نسبت به سرمایه ی بیرونی خیلی کمه. اما کارآفرینان علاقه ی خاصی به این روش دارند، چون که در این روش، نیازی نیست که شما سرمایه ی دریافتیتون رو در مدتی کوتاه به صورت یک جا یا قسطی پس بدید. شراکت در سهام در بیزینس‌ ها و کسب و کارهایی بیشتر استفاده میشه، که ریسک بالایی داشته باشند و همچنین یک پروژه ی دراز مدت باشند. معمولا شرکت‌ ها و مجموعه ‌هایی از گزینه ی شراکت در سهام استفاده میکنند، که کسب و کارشون برای کسب درآمد نیاز به زمان نسبتا طولانی داشته باشه، چون صاحب چنین استارت آپی نمیتونه، همه ی هزینه ‌های اولیه رو با چند وام و بدهی برطرف کنه. علاوه بر این ‌ها، استفاده از شراکت در سهام سود دیگه ای هم برای شما داره و اون هم اینه که زمانی که شما شخص دیگه ای رو به عنوان سهامدار وارد استارت آپ خودتون میکنید، در حقیقت از بازار و از تجربه و تخصص او هم میتونید، استفاده کنید و رشد سریع ‌تری داشته باشید. یکی از معایبی که روش شراکت در سهام داره، اینه که شما مجبورید مالکیت بخشی از استارت آپ خودتون رو به فرد دیگه ای واگذار کنید. دادن سهام به شخص دیگه در یک شرکت شما رو تا انتهای همکاری ‌تون به اون شخص وصل میکنه و تقریبا در همه ی تصمیماتی که قراره برای استارت آپ گرفته بشه، همه ی طرفین یعنی شما و شریک یا شریک ‌های شما باید به توافق برسند.

از این مقاله چی یاد گرفتیم؟

در این مقاله به مراحل راه اندازی یک استارتاپ موفق به صورت جامع پرداختیم.

به بررسی نکاتی پرداختیم که کمتر جایی دیده شده.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *